4-5روز پیش رفته بودم مدرسه یه سری کار داشتن انجام بدم ... اومدم خونه بابام گفت عمه اینا یه جا تو شمال گرفتن البته قبل ما عمه **** اینا هم رفتن... :دی
خلاصه قرار شد یوهویی پاشیم بریم !
شهرش یه شهر جدیدی بود به اسم خزر/فرح آباد (البته یه عده میگفتن اسمش دریاست :دی ) از جاده ی بابل ( فکر کنم ! :دی ) رفتیم ...
خیلی هم قشنگ بود از هراز و چالوس بهتر بود ...
جاش هم خیلی خوب بود ! از جمله اینکه زمین دوچرخه - میز بیلیارد - پینگ پنگ - فوتبال دستی و ... داشت :)
ساحل هم یه منطقه مخصوص اونجا بود ...
ساحل هم یه منطقه مخصوص اونجا بود ...
من فقط دم ساحل رفتم البته روز آخر یه خورده پامو گذاشتم تو آب... شبها با بابام بیلیارد بازی می کردیم ...
صبح هم 2بار دوچرخه گرفتم . اونجا ماشالا همه دختر بودن (!!) مشکل اینجا بود که همش یا اونا با مامان باباشون بودن یا من ! 
ولی با این که همه چی خوب بود من نمی دونم چرا یه جوری بودم ! از لحاظ روحی نمی دونم چرا بهم خوش نگذشت ! 
دم ساحل بیشتر آهنگ گوش کردم... شب هم بیرون آهنگ گوش کردم خیلی حال داد... 
2 نظر:
عزیزم لب ساحل مخصوص لب گرفتن از دوست دختره! نه واسه آهنگ گوش کردن که.
=))
خداییش تاحالا ندیدم کسی این کارو بکنه :دی
اگه کردی عکسشو بذار ببینیم :))
ارسال یک نظر