پنجشنبه، آبان ۶

گذر وقت 3

کلاس ما بالای ابتداییه اونا هم هی سر و صدا می کنن نمی ذارن ما تمرکز کنیم ! :(
دیروز با 6-7تا از بچه ها رفتیم دبستان باهاشون دعوا کردیم نگو ناظممون دنبالمون کرده بوده پشتمون بوده ! 
:دی
باسه همین تا اومدیم به یه جایی برسیم برمون گردوند :))

یه کم از سخنان پرفیض جناب *** معلم دینی براتون بگم !
_ آقا فامیلها و آشناهای من به من میگن *** تو الان باید سوار بنز باشی خونه آنچنانی داشته باشی چرا نداری آخه ؟! 
من می گم شما ها برین دنبال این چیزای دنیوی حال کنین ولی من اون بالاییه رو بیشتر دوست دارم 

_ بچه ها شماها بدنیا نیمده بودید ! سلاح اول انقلاب مجاز بود مردم یه سری رفته بودن از سپاه دزدیده بودن ! تانکها رو آورده بودن بیرون تو خیابونها یه سری ! (!!!!!!!!!! ) یارو می رفت سر جلسه امتحان تقبلب می کرد دیپلم می گرفت اگه کسی چیزی بهش می گفت یه اشاره به تفنگش می کرد کسی نمی تونست جلوشو بگیره ! (اینا رو به صورت حماسی بخونین :دی ) 
بعد امام فتوا داد که باید برگردونین  اینا رو... مردم 99%رو برگردوندند ... چقدر امام مرد شریفی بود !

_ یکی از بچه ها : آقا راسته که می گن اون زنه که امام زمان رو می کشه الان بدنیا اومده ؟!
  آرررههه ! من خودم دیدم ( تو تلویزیون :دی ) نشون میداد ! بچه ها ظهور خیلی نزدیکه ! دعا کنین ! همین روزاست که آقا بیاد ( !! )


سه‌شنبه، آبان ۴

گذر وقت 2 :دی

امتحانام (ماهانه) شروع شده نمیتونم زیاد بیام نت :|
نامردا همه رو هم سخت می گیرن ! 
بعد میگن نیم ساعت وقت داری باسه کل سوالا ! حالا مثلا باید 10 تا سواله تو یکیش باید 3تا عدد 3 رقمی رو تجزیه کنی !
روزی 100تا امتحان داریم با پرسش های کلاسیشون ! 
تو فکرشم مطالب هرروز رو بنویسم منتها سوال بوجود میاد که آیا من حال دارم بنویسم و آیا کسی حال داره بخونه یا نه ! :دی
اونجوری باشه به بچه های مدرسه هم میشه داد آدرسو...

امروز انتخابات شورا بود ! 
بچه ها خیلی جوگیر بودن این سری ! یکی از بچه ها 1000تا از تبلیغش کپی گرفته بود !!! کل دیوار تبلیغ بچه ها بود !
من این سری کاندید نشدم گفتم به جوونا یه میدونی داشته باشیم ! ولی تو کل مدرسه هیچ کس سابقه شورا شدن منو نداره :دی 3سال تو دبستان - 2سال تو راهنمایی...

صبح رفتیم مدرسه دیدیم دارن زیارت عاشورا می خونن تو نماز خونه !  سالار گفت ***اینا کوچه پایینین بریم پیششون ! 
خدارو شکر ناظمها کسی جلو در نبود ! 
مام رفتیم 8:40 برگشتیم مدرسه ... :دی
ولی تو اون نیم ساعتی که سر کوچه بودیم به این نتیجه رسیدم که جامعه چقدر خرابه ! 
بماند !

راستی گفتم وایکمس وصل شد ؟! :دی
سرعت خوبه نسبتا ... البته باید 5خط آنتن بده مودمش ، 3 خط میده خونه ما ... حدودا 30 کیلوبایت از مستقیم میاد ... (256ـش)
دیشب هم 1گیگ تورنت دانلود کردم میانگین سرعت 26-27 بوده ... کل دیسکوگرافی evanscence (درست نوشتم ؟! ) + Microsoft web expression ...
تا کی وقت کنم گوش / کار کنم .... 



پنجشنبه، مهر ۲۹

یه روز شلوغ !

wo0owh ! سه شنبه صبح ساعت 7 رفتم مدرسه... 
جلسه انتخاب اعضای شورای اولیا بود ! گفته بودن یه اسلاید شو درست کن اونجا نشون بدیم ، لپتاپتم بیار...
منم برده بودم ... تا ساعت 2:30 که درس و اینا بود .. 
2:30 رفتم آمفی تئاتر سیم برق پروژکتورشون معلوم نبود کجا بود ! سیم برق کامپیوتر گذاشته بودن جای سیم برق خودش ! :دی 
جلسه ساعت 3:30 شروع میشد ... سیمو ساعت 3 پیدا کردن آخر ! :))
خلاصه کارا رو کردم یه لپتاپ دیگه هم آوردن گفتن این هم پیشن باشه اگه مشکلی پیش اومد ! 
ساعت 3:30 *** اومد گفت رئوس برنامه عوض شده ! :دی اسلاید شوت رو بیخیال هر برنامه ای بود من میام بهت می گم همون موقع تایپ کن بذارش.. فعلا عکس هارو بذار رو نشون بده ...
اون جا 4تا وایرلس بدون پسورد هم بود =)) البته من گوشیم رو هم برده بودم که اگه نت نبود از اون استفاده کنم :دی 
منم عکسا رو گذاشتم خودم رفتم نت  
بعد از اجرای سرود دبستان و راهنمایی یه آخونده اومد !  لپتاپشو داد گفت یه فایل پاورپوینت *** رو دسکتاپه ... آقا ما هرچی دسکتاپ رو گشتیم همچین فایلی پیدا نکردیم ! :دی آخرسر رفتم صداش کردم اومد یه پوشه رو دسکتاپ (که شتر با بارش توش گم میشد ) بود ، گفت تو اینه ! 

تا ساعت 6 اونجا بودم داشتم از این کارا می کردم ! :| بعدش هم کلاس زبان داشتم 
رفتم کلاس ساعت 9 اومدم خونه ! فردا هم ریاضی و ادبیات داشتم باید می خوندم ! ولی رسما جنازم تو خونه بود ! 9:30 تا 10:30 خوابیدم ... بعد نشستم نوشتنی هارو نوشتم تا 12 ، بعد 5 صبح پاشدم اونارو خوندم هیچ کدوم هم امتحان نگرفتند ! :دی

بسه دیگه طولانی شد ! 
بقیه قضایا تو پست بعد ! :دی

جمعه، مهر ۲۳

چرا این جوریه واقعا ؟!

توجه کردین ؟!
یکی رو که خیلی دوستش داری و براش ارزش قائلی محلت نمی ذاره یکی هم که اصلا ازش خوشت نمیاد و محلش نمی ذاری خیلی دوستت داره !! 
جدی این جوریه ها ! من 10 ها بار تجربه کردم این قضیه رو ! واقعا اعصابم خرد میشه و هست ! 
کسی که همش بهش فکر می کنی براش هر کاری می کنی محلت نمی ذاره ولی اونی که اصلا کاری به کارش نداری همش بهت می چسبه 
نکته این جاست که اگر اونی که دوستش داری رو هم محلش نذاری اون هم جذبت میشه !!  ولی این کار سخته گاهی غیر ممکن به نظر میرسه ! 
چرا این جوریه واقعا ؟! :دی 
چرا مردم این جورین ؟! چرا تعادل ندارن ؟!  البته خودم هم فکر نکنم داشته باشم ولی جدی خیلی برام سواله که «چرا ؟!! »

پ ن : سعی کنین تا جایی که میشه ازم نپرسید که "منظورت من بودم ؟! "  کلی گفتم با کس خاصی هم نبودم !! :دی

چهارشنبه، مهر ۲۱

امتحان

امروز سر کلاس اعصابم خرد شد ! 
ما زنگ دوم ادبیات داشتیم اون یکی کلاس زنگ اول 
ادبیات هم می خواست امتحان بگیره ... رفتم از اون یکی کلاسیا پرسیدم که چی کار کردین ؟! گفتن برای این که سرشو گرم کنیم گفتیم استقلالی ای یا پرسپولیسی !! اونم 1ربع طول  داد ! 
من خودم اصلا اهل فوتبال نیستم برا همین به یکی از بچه ها گفتم بگه ! 
می خواست امتحان بگیره بهش گفتم الان بگو ! گفتش به **** بگو ! گفتم اونم نگفت ! بعد که امتحان رو گرفت دیدم پرسید !!! 
ماشالله IQ ها در حد المپیکه ! نمی دونم چه فکری با خودش کرد که بعد از امتحان پرسید ازش :دی 
=))

سه‌شنبه، مهر ۲۰

معلم دینی / شبکه مدرسه ! / تولدم :دی

خوب بعد از چند روز باز اومدم یه چیزی بنویسم :دی
از مسائل مدرسه بگــــــــم 

امروز معلم دینی اومد سر کلاس گفت بچه ها انسان بالطبع میره دنبال خدا تو وجودشه ! 
همون جوری که تو وجود بچه میکیدن سینه مادر هست ! ولی اون بچه نمی فهمه ! شما یه بار انگشتتون رو بکنید تو دهنش ببینین چه قشنگ براتون میمکه !! فقط خوشتون نیاد جای دیگتونو بکنید تو دهنش ها ! (  ) 
مادر میره یه پستونک می خره می کنه تو دهنش می گه حالا انقدر بمک تا جونت در آد ! 

نکته دیگه این که امروز مسئول پایه هه سر کلاس وسط امتحان شفاهی اومد گفت پارسا آقایی بیاد آقای صمیمی ( مدیر مدرسه ) کارش داره ... رفتم بیرون : 
من :  آقا دمت گرم
اون : چرا ؟! 
- داشت امتحان می گرفت اوردیم بیرون 
- آهان ! پس درس نمی خونی دیگه ؟! 
- چرا بابا خونده بودم ولی کی از امتحان خوشش میاد ! 
- ببین از این به بعد هر کار کامپیوتری ای که تو مدرسه انجام میدی یه قبض می نویسی پولشو می گیری ! دیگه از این به بعد تو کلا مسئول کامپیوترایی  الان برو دبستان دستگاهاشون مشکل داره 
رفتم سایت دبستان خانوم معلمشون گفت دستگاه شماره 2 شبکه نداره  ! رفتم نگاه کردم دیدم نوشته The network cable unpluged 
سیمشو وصل کردم اومدم بیرون 
بعدا برم به مدیرمون بگم ببینم جریان قبض و این چیزا چیه ! 

فردا هم که تولدمه :دی 
نمی دونم چرا همه فامیلا دیروز تولدمو تبریک گفتن :دی بچه های فروم هم دیروز تاپیک زدن  :دی


پنجشنبه، مهر ۱۵

ADSL

بعد از این که شاتل سرعتش کم شده بود دیگه این ماه تمدید نکردم ! 
الان چند روزه نت ندارم امروز یه بسته 1ماهه GPRS فعال کردم تا از یه ISP دیگه بگیریم :دی

از نکات خنده دار این که معلم دینیه اومده تو کلاس می گه : 
بچه های من روزی فرا خواهد رسید که این ایران به کمک امام زمان نیویورک را فتح خواهد کرد ! مسکو را فتح خواهد کرد ! برلین را فتح خواهد کرد ! وقتی که فتح کرد یادتون باشه که من بهتون گفته بودم این وقایع رو ! 

بعد می گفت آره بچه ها من یه فیلمی دیدم ... یکی مدفوع می کنه یکی دیگه قابلمه می گیره زیرش بعد می خوره ! آره بچه ها اینا شیطان پرستند ! اسمشون هم Heavy Metal ــه (    ) اینو گفت می خواستم بلند شم بگیرم ... 
ولی دفعه قبل باهاش بحث کرده بودم ترسیدم باهام لج شه ! 

البته خیلی اتفاقای باحال افتاد این هفته ولی نه من حال دارم بنویسم نه شما حار دارین بخونین :دی 

جمعه، مهر ۹