چهارشنبه، مهر ۷

گذر وقت

خوب مدرسه داره خوب پیش میره ! 
الان دیگه همه معلم ها اومدن سرمون و همشون خدا رو شکر خوبن ! البته یه سری از بچه ها می گن خوب نیستن ! 
استدلال هاشون هم اینه که چون با من خوب نیست با اون پسره خوبه پس معلم بدیه ! خدا همه رو شفا بده ! 

ناظمه رو توی این هفته 2 بار هم به زور دیدم ... ! 
مسئول پایه هه هم داره آدم باحالی میشه ! اومد سر کلاسمون... با بچه ها هماهنگ کردیم کلاسشو به هم بریزیم 
هرکی هرچی که می گفت همه می زدن زیر خنده :دی آخرا عصبانی شده بود 2بار خواست منو بندازه بیرون 
دفعه اول : 
اون : تو ! (منظورش منم ) پاشو برو از کلاس بیرون
من : ee ! آخه چرا چی شده ؟! 
اون : همش داری سر کلاس می خندی 
من : خوب همه می خندن ! 
اون : نه من فقط تو رو می بینم که می خندی
دفعه دوم : 
اون : دیگه جدی برو گمشو بیرون ! 
من : من به شخصه عذر می خوام !  
پچه ها :::::::: 
اون : برو بیرون میگم !! 
من : گفتم که عذر میخوام ! بخدا عذر می خوام ! 
پچه ها :::::::: 
اون : دیگه تکرار نشه ها ! 

خلاصه داریم رامشون می کنیم :دی 

گفته بودن 5ت هم برا آزمون ها ببریم...
یارو اومد تو کلاس گفت همه 5ت میدین به نماینده کلاس ...
یکی از بچه ها گفت : آقا خوب از اون 3میلیون که گرفتین کم کنین !! 3میلیون رو دارین چی کار می کنین ؟!!
بچه ها خندیدن ....
اونم رفت بیرون ! :دی
تا دیروز که 6 نفر برده بودن پولو :دی


راستی یکی گفته بود روپوشمو بذارم :دی هنوز ندادنش ... بدن می ذارم :پی
40ت پول مارو بالا کشیدن ! :دی

0 نظر:

ارسال یک نظر