امروز روز اول مدرسه بود ! :|
و روز اول دبیرستان من البته !
اول اینکه روپوش هامون حاضر نشده بود ! گفته بودن لباس خودتون رو بپوشید... منم شلوار جین پوشیدم با یه لباس قهوه ای (آستین بلند بود البته ولی آستیناشو زدم بالا :دی )
رفتیم بعد از چند دقیقه که با بچه ها احوال پرسی کردیم گفتن به صف شید...
سر صف یه یارو بود فکر کنم دفعه اولش بود میکروفن دیده بود ... 100تا سوتی داد ! :دی بیانات مموتی رو هم پخش کردن - بیانات موسس فقید مجتمع رو یارو خوند، ساعت شد 9 !
گفتن برین آمفی تئاتر ! رفتیم یه کسخل ریشو اومد زر زد گفت صلوات بفرستید ... (2-3 نفر هم بیشتر نفرستادند =)) )
بعد مدیرمون اومد حرف زد معرفی کرد کادر رو ...
بعد معاون (همون ناظم ! ) اومد شروع کرد به شعر گفتن !
تمامی کارهارو ممنوع کرد به سلامتی ! :دی
" تو حیاط راه نمی رین ! میگیرین میشینین ! اینجا اومدیم درس بخونیم بریم !! - موبایل/انگشتر/دستبند/بالا زدن آستین/باز گذاشتن یقه ممنوع ! اومدیم این جا درس بخونیم ! / اگه تاخیر کنی باید با مامان بابات بیای
بعد رفت سراغ لباس فرم ! گفت تا وقتی روپوش حاضر نشده باید شلوار پارچه (کتون - جین نباشه) با پیرهن مردونه آستین بلند بپوشین ! در غیر این صورت دم در می فرستمتون خونه ! یکی گفت من ندارم شلوار پارچه ای (من هم ندارم ! ) گفت میری می خری !!!! (
)
کلی چیزای دیگه هم گفت ! آخرش که حرفاش تموم شد گفت هرکی اینا رو قبول کرده یه صلوات بفرسته ! فکر کنم فقط 2 نفر اونم با صدای خیلی یواش فرستادند !! 
گفتش اگه بخواین همیشه این جوری صلوات بفرستید ( !!!! ) پرونده هاتون رو میارم می ندازمتون بیرون ! بعد هم رفتیم سر کلاس...
معلم شیمی-زبان اومدند ... به نسبت بد نبودند ... خوب بودن...
4 نظر:
عجب مدرسه ی کی .. رفتی ثبت نام کردی . دی
اولش ک. زیاد می گن ولی هیچ غلطی نمی تونن بکنن .
با عوض کردن مدرسه چیزی حل نمی شه . من چقدر کی.. بودن اون زمون . هی بچه ها می گفتن بیا بریم ترکیه ، من می گفتم نه ، باید از شریف قبول بشم . الان همشون تو ترکیه بهترین زندگی رو دارن ولی من باید تو دانشگاه آزاد با حراست سگ دو بزنم . شیت به این روزگار . تو هم به جای عوض کردن مدرسه ، به یه تغییر اساسی فکر کن .
معین ( اسممو آخر نوشتم تا تموم کامنت رو بخونی) دی
عمو خیلی کی.. اند ! به بابام گفتم گفته باید شلوار بخرین عصبانی شد می خواید شنبه بیاد مدرسه...
:دی
Ajab!!!!1
ما هم یه ناظم داشتیم میگفت موبایل ممنوعه ولی خودش با ما بلوتوث بازی میکرد کلا اینا یه چیز میگن لال نمیرن
ارسال یک نظر