پنجشنبه، آبان ۲۰

مسابقه...

امروز روز باحالی بود :))
زنگ اول س. گفت هرکی پول آزمونشو نداده میمونه تو حیاط ولی دیگه پیگیری نکرد که کی داده کی نداده ... 
ما هم دینی داشتیم نمی خواستیم بریم (البته پول رو هم نداده بودیم ! ) به بچه ها گفتم بمونین تو حیاط بگیم پول ندادیم :دی 
علی و کریم چند تا سکه داشتن به من هم دادن ...
بچه ها که رفتن بالا س. گفت چرا این جا نشستید !؟ 
من : پول آزمون ندادیم ! :))
کریم : آقا بابام گفت حقوقمو ندادن همین سکه ها رو داریم ... ببر بده بهشون :))
س. رفت به بچه هایی که دیر اومده بودن برسه ... بعد اومد گفت خیلی خوب همتون 50تا بشین پاشو برین ... 
من : آقا فکر که می کنم می بینم شاید اورده باشیم پول رو، مگه نه بچه ها ؟! 
بچه ها : بلــــــه بلـــــــــــه ! 
س .  : بلد شین برین بابا ! بلند شین ! 
مام سریع رفتیم =))
//

زنگ دینی رو رفتیم تمرین ... 
زنگ دوم و سوم که شیمی بود رو ولی موندیم ...

خلاصه ساعت 1 رفتیم منطقه ... تا 2 نشستن بهمون آموزش بدمینتون دادن ! 
و این که داور ها بچه هایی بودن که سال پیش رتبه اورده بودن و مثلا بلد بودن قوانین رو !!!
من دقیقا آخرین بازی بازی کردم ! اون هم با کی ؟! کسی که رتبه دوم شد و جزو داور ها بود :دی 
اولین بازی رو باحتم !
بجه های دیگه تیم هم 2تاشون اولین بازی رو باحتن ... 2تای دیگه هم بازی دوم حذف شدن :دی 
داوراش یک گاگولایی بودن خدا میدونه ! :دی می افتاد تو اوت زمین تک بازیکنه این اوت زمین دو نفره رو می گرفت ! البته مال من رو نه. مال بجه های دیگه ! 
من خیلی بدشانسی اوردم :( 




2 نظر:

ناشناس گفت...

هفته ای چند جلسه دینی دارین ؟ مگه 2 واحده نیست ؟؟ نکنه توی حوزه ی بسیج و مقاومت درس می خونی ؟؟ دی
معین

Parsa گفت...

=))
نه من زنگهایی که باحال باشن رو می نویسم
دینی فقط 3شنبه و 5شنبه ها داریم :دی

ارسال یک نظر