امروز دینی و شیمی داشتیم ...
دینی پرسید نمره گذاشت من هم روخونیم مونده بود که خوندم و تموم شد ....
تموم که شد گفت :
- احسنت ! احسنت ! شما باید از یک خانواده علمی باشی درست می گم ؟
من : منظورتون چیه ؟ ( تو دلم : WTF?! )
- پدر چیکارست ؟
- برنامه نویس کامپیوتره ...
- احسنت ! انشاالله شما یکی از مهندس های هسته ای ایران میشی !
زنگ شیمی بردمون آرمایشگاه قبلش یه سری اسید و باز گفته بود بیاریم ....
آزمایشگاه دبیرستان از مال راهنمایی خیلی بهتره هم بزرگتره هم مجهز تره ...
قبلا هم گروه بندیمون کرده بود ... هر گروه جدا کاراشونو انجام دادن ... این اولین باری بود که خودمون آزمایش هارو انجام میدادیم ... همیشه معلم انجام میداد تو راهنمایی... آزمایش ها و نوشتن گزارش و اینا نیم ساعت - 3ربع شد ... بعد بچه ها شروع کردن به بازی =))
هرچی ماده بود رو بر می داشتن قاطی می کردن هم می زدن یوهو گاز می زد ... رنگ چیزا عجیب غریب میشد و ... =))
زنگ آخر هم بردنمون آمفی تئاتر ولی من نرفتم ... معلم ورزشمون اومد گفت 1شنبه منظقه مسابقست بیا تمرین (بدمینتون)
دوم - سوم ها با یکی از بچه های خودمون هم بود ...
دوم - سوم ها با یکی از بچه های خودمون هم بود ...
یه 1ساعت بازی کردیم بعد رفتیم خونه :)
0 نظر:
ارسال یک نظر