wo0owh ! سه شنبه صبح ساعت 7 رفتم مدرسه...
جلسه انتخاب اعضای شورای اولیا بود ! گفته بودن یه اسلاید شو درست کن اونجا نشون بدیم ، لپتاپتم بیار...
منم برده بودم ... تا ساعت 2:30 که درس و اینا بود ..
2:30 رفتم آمفی تئاتر سیم برق پروژکتورشون معلوم نبود کجا بود ! سیم برق کامپیوتر گذاشته بودن جای سیم برق خودش ! :دی
جلسه ساعت 3:30 شروع میشد ... سیمو ساعت 3 پیدا کردن آخر ! :))
خلاصه کارا رو کردم یه لپتاپ دیگه هم آوردن گفتن این هم پیشن باشه اگه مشکلی پیش اومد !
ساعت 3:30 *** اومد گفت رئوس برنامه عوض شده ! :دی اسلاید شوت رو بیخیال هر برنامه ای بود من میام بهت می گم همون موقع تایپ کن بذارش.. فعلا عکس هارو بذار رو نشون بده ...
اون جا 4تا وایرلس بدون پسورد هم بود =)) البته من گوشیم رو هم برده بودم که اگه نت نبود از اون استفاده کنم :دی
منم عکسا رو گذاشتم خودم رفتم نت
بعد از اجرای سرود دبستان و راهنمایی یه آخونده اومد !
لپتاپشو داد گفت یه فایل پاورپوینت *** رو دسکتاپه ... آقا ما هرچی دسکتاپ رو گشتیم همچین فایلی پیدا نکردیم ! :دی آخرسر رفتم صداش کردم اومد یه پوشه رو دسکتاپ (که شتر با بارش توش گم میشد ) بود ، گفت تو اینه !
تا ساعت 6 اونجا بودم داشتم از این کارا می کردم ! :| بعدش هم کلاس زبان داشتم
رفتم کلاس ساعت 9 اومدم خونه ! فردا هم ریاضی و ادبیات داشتم باید می خوندم ! ولی رسما جنازم تو خونه بود ! 9:30 تا 10:30 خوابیدم ... بعد نشستم نوشتنی هارو نوشتم تا 12 ، بعد 5 صبح پاشدم اونارو خوندم هیچ کدوم هم امتحان نگرفتند ! :دی
بسه دیگه طولانی شد ! 

بقیه قضایا تو پست بعد ! :دی
4 نظر:
:|
پارسا از همه باحال تر سوتی من بود:دی
آی خندیدم..آی خندیدم..=))
لول آره :))
زیاد وارد جزئیات نشدم خلاصه باشه :D
کار خوبی کردی.همین جوریشم پستت طولانی شده بود:دی
ارسال یک نظر