خوب بعد از چند روز باز اومدم یه چیزی بنویسم :دی
از مسائل مدرسه بگــــــــم 
امروز معلم دینی اومد سر کلاس گفت بچه ها انسان بالطبع میره دنبال خدا تو وجودشه !
همون جوری که تو وجود بچه میکیدن سینه مادر هست ! ولی اون بچه نمی فهمه ! شما یه بار انگشتتون رو بکنید تو دهنش ببینین چه قشنگ براتون میمکه !! فقط خوشتون نیاد جای دیگتونو بکنید تو دهنش ها ! ( 
)
مادر میره یه پستونک می خره می کنه تو دهنش می گه حالا انقدر بمک تا جونت در آد !
نکته دیگه این که امروز مسئول پایه هه سر کلاس وسط امتحان شفاهی اومد گفت پارسا آقایی بیاد آقای صمیمی ( مدیر مدرسه ) کارش داره ... رفتم بیرون :
من : آقا دمت گرم
اون : چرا ؟!
- داشت امتحان می گرفت اوردیم بیرون 
- آهان ! پس درس نمی خونی دیگه ؟!
- چرا بابا خونده بودم ولی کی از امتحان خوشش میاد !
- ببین از این به بعد هر کار کامپیوتری ای که تو مدرسه انجام میدی یه قبض می نویسی پولشو می گیری ! دیگه از این به بعد تو کلا مسئول کامپیوترایی
الان برو دبستان دستگاهاشون مشکل داره
رفتم سایت دبستان خانوم معلمشون گفت دستگاه شماره 2 شبکه نداره
! رفتم نگاه کردم دیدم نوشته The network cable unpluged 


سیمشو وصل کردم اومدم بیرون 
بعدا برم به مدیرمون بگم ببینم جریان قبض و این چیزا چیه !
فردا هم که تولدمه :دی 

نمی دونم چرا همه فامیلا دیروز تولدمو تبریک گفتن :دی بچه های فروم هم دیروز تاپیک زدن
:دی
:دی
0 نظر:
ارسال یک نظر