چهارشنبه، آبان ۱۲

Finished #:-s

آخــــــیش بالاخره این امتحانا تموم شد ! :×
3شنبه دینی چرت و پرت نگفت :(
امتحان گرفت ! البته قبلش نیم ساعت وقت داد خوندیم ! منم داوطلبی رفتم 20 شدم ! البته روخوانی قرآنش مونده که فردا ازم می گیره ! 
زنگ اجتماعی هم خیلی خوب بود معلم اجتماعیه رو خیلی باهاش حال می کنم ... حرف که می زنه یه آرامش خاصی بهم میده 
البته اکثر بچه ها ازش بدشون میاد ...  حق هم دارن سر نمره دادن یه کم غیر منظقیه ! 
امروز هم ادبیات داشتیم گفت می خوام هم ادبیات هم زبان فارسی رو بپرسم 10مین وقت دارین بخونین !!
یعنی قشنگ قبلم داشت می اومد تو دهنم ! اگه می پرسید هیچی بلد نبودم ! ولی خدا رو شکر از هیچ کدوم آندد ها نپرسید :دی

تهران امروز چه بارونی می اومد ! دیروز هم همینطور البته هوا هم خیلی سرده ! :|


دوشنبه، آبان ۱۰

No mood :|

چند روزه اصلا تمرکز ندارم 
هیچ کاری هم حال نمی ده نمی دونم چرا ! تنها کاری که حال میده گوش کردن آهنگ قبل از خوابه... البته زنگ معلم دینی هم حال میده  حتی تراوین هم بازی می کنم (می کِشم ) خوب نمی شم ... کلاس رو به هم ریختن هم حال نمیده ! 
بچه ها تو مدرسه هی میگن چته چیزیت شده ؟! 
خودمم نمی دونم چمه  
اعصابم خرده 
حالا اصلا باسه چی اینا رو اینجا نوشتم ؟  آهان ! کسی نبود بهش بگم اینجا نوشتم 

امتحانا رو هم زیاد خوب ندادم ... نامردا خیلی سخت گرفته بودن ! :(
تنها امتحانی که چند درصد امکان داره 20 بشم فیزیکه ! اون هم تازه معلوم نیست شاید نشم ! 
بیخیال به درک ! 

پس فردا این امتحان زیست رو هم بدیم تموم شه راحت شیم ! معلمش گفته بودم پولکیه ؟ اگه نگفته بودم بگین بگم ...
یه 5 تومن باید بدیم بهش ولمون کنه ! 



پنجشنبه، آبان ۶

گذر وقت 3

کلاس ما بالای ابتداییه اونا هم هی سر و صدا می کنن نمی ذارن ما تمرکز کنیم ! :(
دیروز با 6-7تا از بچه ها رفتیم دبستان باهاشون دعوا کردیم نگو ناظممون دنبالمون کرده بوده پشتمون بوده ! 
:دی
باسه همین تا اومدیم به یه جایی برسیم برمون گردوند :))

یه کم از سخنان پرفیض جناب *** معلم دینی براتون بگم !
_ آقا فامیلها و آشناهای من به من میگن *** تو الان باید سوار بنز باشی خونه آنچنانی داشته باشی چرا نداری آخه ؟! 
من می گم شما ها برین دنبال این چیزای دنیوی حال کنین ولی من اون بالاییه رو بیشتر دوست دارم 

_ بچه ها شماها بدنیا نیمده بودید ! سلاح اول انقلاب مجاز بود مردم یه سری رفته بودن از سپاه دزدیده بودن ! تانکها رو آورده بودن بیرون تو خیابونها یه سری ! (!!!!!!!!!! ) یارو می رفت سر جلسه امتحان تقبلب می کرد دیپلم می گرفت اگه کسی چیزی بهش می گفت یه اشاره به تفنگش می کرد کسی نمی تونست جلوشو بگیره ! (اینا رو به صورت حماسی بخونین :دی ) 
بعد امام فتوا داد که باید برگردونین  اینا رو... مردم 99%رو برگردوندند ... چقدر امام مرد شریفی بود !

_ یکی از بچه ها : آقا راسته که می گن اون زنه که امام زمان رو می کشه الان بدنیا اومده ؟!
  آرررههه ! من خودم دیدم ( تو تلویزیون :دی ) نشون میداد ! بچه ها ظهور خیلی نزدیکه ! دعا کنین ! همین روزاست که آقا بیاد ( !! )


سه‌شنبه، آبان ۴

گذر وقت 2 :دی

امتحانام (ماهانه) شروع شده نمیتونم زیاد بیام نت :|
نامردا همه رو هم سخت می گیرن ! 
بعد میگن نیم ساعت وقت داری باسه کل سوالا ! حالا مثلا باید 10 تا سواله تو یکیش باید 3تا عدد 3 رقمی رو تجزیه کنی !
روزی 100تا امتحان داریم با پرسش های کلاسیشون ! 
تو فکرشم مطالب هرروز رو بنویسم منتها سوال بوجود میاد که آیا من حال دارم بنویسم و آیا کسی حال داره بخونه یا نه ! :دی
اونجوری باشه به بچه های مدرسه هم میشه داد آدرسو...

امروز انتخابات شورا بود ! 
بچه ها خیلی جوگیر بودن این سری ! یکی از بچه ها 1000تا از تبلیغش کپی گرفته بود !!! کل دیوار تبلیغ بچه ها بود !
من این سری کاندید نشدم گفتم به جوونا یه میدونی داشته باشیم ! ولی تو کل مدرسه هیچ کس سابقه شورا شدن منو نداره :دی 3سال تو دبستان - 2سال تو راهنمایی...

صبح رفتیم مدرسه دیدیم دارن زیارت عاشورا می خونن تو نماز خونه !  سالار گفت ***اینا کوچه پایینین بریم پیششون ! 
خدارو شکر ناظمها کسی جلو در نبود ! 
مام رفتیم 8:40 برگشتیم مدرسه ... :دی
ولی تو اون نیم ساعتی که سر کوچه بودیم به این نتیجه رسیدم که جامعه چقدر خرابه ! 
بماند !

راستی گفتم وایکمس وصل شد ؟! :دی
سرعت خوبه نسبتا ... البته باید 5خط آنتن بده مودمش ، 3 خط میده خونه ما ... حدودا 30 کیلوبایت از مستقیم میاد ... (256ـش)
دیشب هم 1گیگ تورنت دانلود کردم میانگین سرعت 26-27 بوده ... کل دیسکوگرافی evanscence (درست نوشتم ؟! ) + Microsoft web expression ...
تا کی وقت کنم گوش / کار کنم .... 



پنجشنبه، مهر ۲۹

یه روز شلوغ !

wo0owh ! سه شنبه صبح ساعت 7 رفتم مدرسه... 
جلسه انتخاب اعضای شورای اولیا بود ! گفته بودن یه اسلاید شو درست کن اونجا نشون بدیم ، لپتاپتم بیار...
منم برده بودم ... تا ساعت 2:30 که درس و اینا بود .. 
2:30 رفتم آمفی تئاتر سیم برق پروژکتورشون معلوم نبود کجا بود ! سیم برق کامپیوتر گذاشته بودن جای سیم برق خودش ! :دی 
جلسه ساعت 3:30 شروع میشد ... سیمو ساعت 3 پیدا کردن آخر ! :))
خلاصه کارا رو کردم یه لپتاپ دیگه هم آوردن گفتن این هم پیشن باشه اگه مشکلی پیش اومد ! 
ساعت 3:30 *** اومد گفت رئوس برنامه عوض شده ! :دی اسلاید شوت رو بیخیال هر برنامه ای بود من میام بهت می گم همون موقع تایپ کن بذارش.. فعلا عکس هارو بذار رو نشون بده ...
اون جا 4تا وایرلس بدون پسورد هم بود =)) البته من گوشیم رو هم برده بودم که اگه نت نبود از اون استفاده کنم :دی 
منم عکسا رو گذاشتم خودم رفتم نت  
بعد از اجرای سرود دبستان و راهنمایی یه آخونده اومد !  لپتاپشو داد گفت یه فایل پاورپوینت *** رو دسکتاپه ... آقا ما هرچی دسکتاپ رو گشتیم همچین فایلی پیدا نکردیم ! :دی آخرسر رفتم صداش کردم اومد یه پوشه رو دسکتاپ (که شتر با بارش توش گم میشد ) بود ، گفت تو اینه ! 

تا ساعت 6 اونجا بودم داشتم از این کارا می کردم ! :| بعدش هم کلاس زبان داشتم 
رفتم کلاس ساعت 9 اومدم خونه ! فردا هم ریاضی و ادبیات داشتم باید می خوندم ! ولی رسما جنازم تو خونه بود ! 9:30 تا 10:30 خوابیدم ... بعد نشستم نوشتنی هارو نوشتم تا 12 ، بعد 5 صبح پاشدم اونارو خوندم هیچ کدوم هم امتحان نگرفتند ! :دی

بسه دیگه طولانی شد ! 
بقیه قضایا تو پست بعد ! :دی

جمعه، مهر ۲۳

چرا این جوریه واقعا ؟!

توجه کردین ؟!
یکی رو که خیلی دوستش داری و براش ارزش قائلی محلت نمی ذاره یکی هم که اصلا ازش خوشت نمیاد و محلش نمی ذاری خیلی دوستت داره !! 
جدی این جوریه ها ! من 10 ها بار تجربه کردم این قضیه رو ! واقعا اعصابم خرد میشه و هست ! 
کسی که همش بهش فکر می کنی براش هر کاری می کنی محلت نمی ذاره ولی اونی که اصلا کاری به کارش نداری همش بهت می چسبه 
نکته این جاست که اگر اونی که دوستش داری رو هم محلش نذاری اون هم جذبت میشه !!  ولی این کار سخته گاهی غیر ممکن به نظر میرسه ! 
چرا این جوریه واقعا ؟! :دی 
چرا مردم این جورین ؟! چرا تعادل ندارن ؟!  البته خودم هم فکر نکنم داشته باشم ولی جدی خیلی برام سواله که «چرا ؟!! »

پ ن : سعی کنین تا جایی که میشه ازم نپرسید که "منظورت من بودم ؟! "  کلی گفتم با کس خاصی هم نبودم !! :دی

چهارشنبه، مهر ۲۱

امتحان

امروز سر کلاس اعصابم خرد شد ! 
ما زنگ دوم ادبیات داشتیم اون یکی کلاس زنگ اول 
ادبیات هم می خواست امتحان بگیره ... رفتم از اون یکی کلاسیا پرسیدم که چی کار کردین ؟! گفتن برای این که سرشو گرم کنیم گفتیم استقلالی ای یا پرسپولیسی !! اونم 1ربع طول  داد ! 
من خودم اصلا اهل فوتبال نیستم برا همین به یکی از بچه ها گفتم بگه ! 
می خواست امتحان بگیره بهش گفتم الان بگو ! گفتش به **** بگو ! گفتم اونم نگفت ! بعد که امتحان رو گرفت دیدم پرسید !!! 
ماشالله IQ ها در حد المپیکه ! نمی دونم چه فکری با خودش کرد که بعد از امتحان پرسید ازش :دی 
=))