پنجشنبه، دی ۳۰

موضوع نداره...

خوب باز امروز هم دینی داشتیم...
بدون مقدمه می رم سر اصل مطلب :دی

بچه ها امام خمینی به خدا قسم عارف بزرگی بود ما نفهمیدیم ! 
ایشون وضو که می گرفت آبو می ریخت بعد شیرو می بست باز رو یه دست دیگه آب می ریخت شیرو می بست ! همه این کارا رو هم رو به قبله انجام میداد ! همین هم باعث شد انقدر پیشرفت کنه تو همه زمینه ها ! 
خیلی از مردم می اومدن لگن می گرفتن زیر آب وضو امام ، خدا می دونه آب وضوشون چند نفرو شفا داد ! 

من رفتم تو یه مجلس سینه زنی ای بعد یه مدت چراغ هارو خاموش کردن... 
همه سینه می زدن ما هم زدیم و اینا... بعد که چراغ هارو روشن کردن دیدم این جوونا همشون لخت شدن سینه هاشون قرمزه ! البته تو مجلس خانم ها نبودن همه مرد بودن... 
خیلی خوبه بچه ها ! شما ها هم می بینین تو یه پارکینگی چراغ هارو خاموشش کردن شما هم لخت شین بزنین ! 
دقیقا همین جمله رو گفت ! یوهو کل کلاس رفت هوا 

تو این نمازخونه مدرستون آدم واقعا تعجب میکنه که بچه ها از این فرصتی که در اختیارشون می ذارن برا بهره بردن از صواب نماز جماعت استفاده نمی کنن ! یارو میاد نماز می خونه وضو که نمی گیره هیچ ! چه بدون جنب هم هست !!

یکی از بچه ها : آقا چرا باید از 15 سالگی نماز بخونیم و اینا ؟
اون : ببین پسرم چون شما الان بالغ شدی ! الان به غیر از مامان بابات المیرا هم تو زندگیت تاثیر داره ! شب ها به خاطر المیرا خوابت نمی بره ! به علاوه ! الان یه CD بد بذارن می فهمی چیه ! قبلا بچه بودی همینجوری نگاه می کردی اصلا نمی فهمیدی این چیه دارن چی کار می کنن ! 

بچه ها آدم باید تو زندگیش زاهد باشه ! یعنی چی ؟ یعنی اگه فردا دزد اومد مال و اموالت رو برد ناراحت نشی ! بگی من خدا رو دارم اینا رو نمی خوام ! نه این که بیفتی سکته کنی ! خدا اموالتو از یه سوراخ داده می خواد از یه سوراخ هم ازت بگیره ! 

بجه ها خوک حیوون بی غیرتیه ! چرا ؟ جفتشو می ده به بقیه می گه باهاش حال کنین خودش هم یه گوشه وای می ایسته تازه دست هم می زنه ! 
برا همین اگه آدم گوشت خوک بخوره بی غیرت میشه ! من نمی خوام به دوستان مسیحی توهین کنم ولی تو این فیلم ها می بینین که دختره با دوست مذکرش میره بیرون برادرش اصلا باهاش کاری نداره ! 
ولی بچه شیعه خواهرش 15مین دیر می کنه می گه کجا بودی ؟! جی شده ؟! پدرشو در میاره ! 

بچه ها دبیرا بعضی هاشون اومدن به من گفتن ما تو رو به عنوان مرجع تقلید انتحاب کردیم !!
گفتم خاک بر سرتون ! آخه من کجا مرجعیت تقلید کجا !! من خودم دنبال مرجع می گردم ! شما از من تقلید کنین ؟! 
گفتم نمیشه ! 
بعد حالا فکر کرده بودن که من خوش حال میشم بهم این حرفو بزنن ! 

امروز کلا حرفاش مورد داشت !! :))
می ترسم یه کم دیگه بگذره حرفاشو بنویستم وبلاگو فیلتر کنن ! =))

0 نظر:

ارسال یک نظر